تاثیر ورزش بر خلق و خوی

اگر گاهی پس از يك روز سخت و پر استرس مدتی دويده باشيد حتما كاملا احساس كرده ايد كه حال بهتری پيدا می كنيد و خستگی ذهنی كار و  استرس روزانه را فراموش می كنيد. پيوند بين ورزش و وضعيت خلق قطعا بسيار قوی می باشد. به طوريكه حتی به دنبال ۵دقيقه فعاليت ورزشی نسبتا متوسط، بالا رفتن سطح خلق (شاداب شدن) اتفاق می افتد. هر چندكه تاثير فعاليت بدنی بر روی خلق انسان، مدت نسبتا كوتاهی باقی می ماند ولی تحقيقات مشخص كرده است كه ورزش منظم می تواند افسردگی بلند مدت را تخفيف بخشد.

 شواهدی كه از مطالعات وسيع الطيف بر روی جمعيتها بدست آمده نشان می دهد كه افرادی كه فعال و پركار هستند كمتر از افرادی كه كم كارتر هستند دچار افسردگی می شوند و همينطور افراد پركار اجتماع وقتی به دليلی مجبور به بازنشستگی می شوند بيشتر دچار اختلالات افسردگی می شوند. و هرگاه اين افراد يك فعاليت ورزشی منظم را شروع كنند كمتر افسرده می شوند. در يك مطالعه افرادی با ميزان فعاليت پايين كه دچار اختلال افسردگی ماژور بودند را به چهار گروه زير تقسيم كردند:

۱- گروهی كه با نظارت و برنامه خاص ورزش می كردند.

۲- گروهی كه در خانه ورزش می كردند.

۳- گروهی كه درمان ضد افسردگی دريافت می كردند.

۴- گروهی كه تحت درمان با پلاسبو ( دارونما) بودند.

پس از ۴ ماه نتايج به اين صورت گزارش شد كه گروهی كه برنامه خاص ورزش داشتند و گروهی كه دارویضد افسردگی می خوردند بيشتر از گروهی كه پلاسبو دريافت می كردند، به دوران بهبود رسيدند. پيگيری يكساله اين افراد نشان داد كه نوع درمانی كه در اين چهار ماه برای اين افراد اتخاذ شد به هيچ عنوان پيشگويی كننده باقی نماندن آنها در شرايط بدون بيماری نبود و در ضمن در پيگيری يكساله افرادی كه همچنان ورزش را ادامه داده بودند درجات افسردگی پايين تری داشتند و ميزان عود بيماری در آنها كمتر بود .

گروه ديگری از محققان كه راجع به بيماری افسردگی در ديابتی ها مطالعه مي كردند تعدادی از بيماران ديابتی كه همزمان از افسردگی رنج ميبردند را علاوه بر درمان ديابت برنامه منظم ورزشی قرار دادند. در اين مطالعه مشاهده شد كه بيماران ديابتی كه برنامه ورزشی منظم و كارشناسی شده ای دارند به دنبال درمان هم HBA1Cبهتری پيدا می كنند و هم افسردگی شان بهتر تحت كنترل در می آيد.

واكنش جنگ يا فرار:

علاوه بر موارد بالا تحقيقات نشان داده اند كه ورزش كردن به كاهش استرس شديد در مواجهه با شرايط خاص كمك می كند. همانطور كه مي دانيد در مواقع مواجهه با شرايط هيجان انگيز سيستم عصبی بدن ما وارد يك آبشاری از واكنش ها مانند : تعرق، سرگيجه، طپش قلب می شود افرادي كه دچار افزايش حساسيت به هيجانات هستند به دنبال مواجهه با شرايط استرس زا دچار ترس می شوند و حتی ممكن است دچار حملات پانيك شوند  و اين دقيقا همان جايی است كه متدهای ورزشی خاص به كمك ما می آيد و می توانند از ابتلا به اين واكنش های حاد (حملات پانيك)پيشگيری كنند. در مطالعات ديده شد كه وقتی افراد دچار حملات پانيك يا واكنش های هيجانی غير متعارف، تحت برنامه های ورزشی افزاينده ضربان قلب، تعرق و… قرار می گيرند بعد از يك دوره كارگاه دو هفته ای، در مواجهه با شرايط استرس زا بهتر از قبل ظاهر می شوند و واكنشهای هيجانی نرمال تری نشان می دهند.

ترک سيگار:

تحقيقات نشان داده كه ورزش كردن می تواند تاثير بسيار خوبی در تسهيل ترک سيگار داشته باشد به خصوص كه با رفتارهای شناخت درمانی همراه شود. ولی اينكه دقيقا چه نوع و چه مقدار ورزش مي تواند تاثير به سزاتری داشته باشد در حال بررسی است. در حال حاضر تاثير مثبت ورزش در بهبود وضعيت خلقی و روانی به اثبات رسيده و امروزه تحقيقات زيادی درباره اين موضوع كه آيا ورزش كردن بايد با ساير درمانها تركيب شود يا نه و مقايسه روشهای درمانی تركيبی و بررسی ميزان فعاليتی كه بايد توصيه شود (براساس ميزان كالری كه بايد حين ورزش به مصرف رسانيد) در حال انجام است. گروه ديگر از مطالعات نشان داده اند كه جنسيت و سابقه خانوادگی ابتلا به بيماریهای روانی تا حدود زيادی در ميزان تاثير ورزش و همينطور تعيين ميزان مناسب ورزش نقش دارند به طوری كه ديده شده در مردان و زنانی كه سابقه خانوادگی بيماریهای روانی ندارند؛ ورزش نسبتا شديد مفيد خواهد بود. در حالی كه مطالعات نشان داده اند كه در زنان با سابقه خانوادگی بيماری های روانی دوز كمتری از ورزش فعاليت بدنی میتواند مفيد و سازنده باشد. به علاوه اينكه چه نوع ورزشی می تواند در اين راستا كمك كننده ترباشد نيز همچنان مورد بحث است. برخی مطالعات ورزش های ( Aerobic)هوازی، عده ای از مطالعات ورزشهای ايزومتريك، و برخی مطالعات ورزش های مانند يوگا را مفيد دانسته اند ولی همچنان اين موضوع مورد بحث و بررسی است.

تاثير ورزش كردن در محافظت از مغز:

هنوز به درستی مشخص نيست كه تكان دادن ماهيچه های بدنتان چه تاثير مشخصی مي تواند بر ذهنتان داشته باشد. برخی تحقيقات نشان داده اند كه ورزش كردن از طريق افزايش سروتونين يا فاكتور نوروتروفيك مغزی (كه باعث رشد نورونها می شود) بدن باعث كاهش افسردگی مي شود. تئوری ديگر پيشنهاد می كند كه ورزش با تنظيم خواب تاثير حفاظتی بر مغز می گذارد. از طرفی ورزش فعاليت معنا داری است كه حس موفقيت را در فرد ايجاد می كند و اين باعث بهبود نگرش فرد نسبت به خود می شود و اين باعث می شود ميزان پاسخگويی به استرسها متعادل شود. مطالعاتی كه بر روی موشها انجام شد، نشان داد كه ورزش كردن در بخشی از مغزشان كه ناحيه كورتكس اينفراليمبيك ناميده می شود، تاثير می گذارد. معادل اين بخش در انسان بخشCingulate (سينگولا) است كه در درمان افسردگی نقش دارد.

سوال مهمی كه پس از آنچه در بالا شرح داده شد پيش می آيد؛ آن است كه چرا علی رغم اين همه تاثيرات مثبت كه تقريبا به آن واقف هستيم  اكثر افراد در سرتاسر دنيا برنامه قطعی و منظمی برای ورزش كردن ندارند؟ پاسخ اين است كه اكثر افراد از شروع يك برنامه سنگين ورزشی سر باز مي زنند و يا آن را برای مدت كوتاهی انجام می دهند و سپس رها می كنند. ولی تحقيقات نشان می دهد كه يك برنامه ورزشی نسبتا متوسط و كاملا منظم می تواند (ميزان فعاليتی كه باعث افزايش ضربان قلب و سرعت تنفس شود به طوري كه فرد نتواند به راحتی صحبت كند) از طرفی هم تاثيرات بسيار مثبت بر كنترل وزن، چربی خون و قند خون داشته باشد (كه اين تاثيرات در درازمدت ظاهر می شود)؛ هم میتواند تاثيرات ملموس و نسبتا فوری برخلق افراد داشته باشد و در دراز مدت ميزان افسردگی و هيجان و استرس را كم كند.