در گرسنگي طولاني مدت چه اتفاقي مي افتد؟

Fed State در زماني که آخرين وعده غذايي را خورده ايم تا زمانيکه تمام مواد غذايي خورده شده جذب شود ادامه مي يابد و پس از آن به شرط غذا نخوردن بدن از سوخت ذخيره استفاده مي کند. به حالتي که به دنبال غذا نخوردن به مدتي برابر با يك شب (از شب تا صبح) اتفاق مي افتد post absorptive style يا Basal state مي گويند.

در اين حالت كاهش ميزان انسولين موجود در خون باعث مي شود تا اسيدهاي چرب آزاد شده مابين ارگانهاي داخلي جا به جا شوند و اكسيده شوند و از طرفي گلوكز خالص از گليكوژن كبدي توليد شده و اسيدهاي آمينه از عضلات آزاد شوند.

سوخت غالب بدن در وضعيت ( post absorptive ) يا همان مرحله پس از جذب كامل غذاي خورده شده،چربيها هستند. حتي در زماني كه فرد داراي يك رژيم سرشار از كربوهيدراتها باشد. به طوري كه مطالعات ثابت مي كنند كه دو سوم محتواي انرژي حين استراحت (REE) در زمان post absorptive از چربيها به دست مي آيد.

در اين زمان در هر ساعت ۸ الي ۱۰ گرم گلوكز از جريان خون وارد بافتهاي بدن مي شود. در حالت نرمال گلوكز سوخت اصلي سلولهاي مغزي است و كاهش سطح گلوكز خون از يك حد بحراني باعث روند كاهش سطح هوشياري و ادامه آن باعث مرگ سلولهاي مغزي مي شود. به همين دليل جايي براي اشتباه در تنظيم سطح گلوكز خون باقي نمي گذارد. لذا همواره يك مكانيسم پيچيده براي حفظ سطح قند خون وجود دارد كه غالباً با ترشح دو هورمون انسولين و گلوكاگن كنترل مي شود. در مرحله پس از جذب مواد غذايي خورده شده جذب ادامه دار گلوكز از گردش خون توسط بافتهاي بدن باعث كاهش سطح قند خون و به موازات آن انسولين در خون مي شود كه به موجب آن سرعت برداشت قند از خون توسط سلولهاي عضله و چربي كاهش مي يابد و به طور همزمان توليد گلوكز در كبد (گليكوژنوليز) تحريك شده و توليد گليكوژن از گلوكز در كبد مهار مي شود و بنابراين به طور مداوم گلوكز از كبد به داخل گردش خون آزاد مي شود.

توليد گلوكز از اسيدهاي آمينه، لاكتات و گليسيرين حتي در زمان پس از غذا خوردن ( كه مواد جذب شده از غذا وارد گردش خون مي شوند) ادامه مي يابد. حتي در مرحله پس از جذب مواد غذايي تقريباً نیمی از قند موجود در خون از روند توليد گلوكز در كبد تامين مي شود.

در واقع سهمي كه گلوكونئوژنز كبدي در تامين گلوكز موجود در گردش خون ايفا مي كند به طور مستقيم به ميزان كربوهيدراتها و پروتئين موجود در ماده غذايي خورده شده ( در آخرين وعده غذايي ) ارتباط دارد، زيرا اين فاكتورها ميزان ذخيره گليكوژن كبدي را تعيين مي كنند. حال هر چه زمان ناشتايي طولاني تر شود مولكولهاي گلوكزي كه از روند گلوكونئوژنز توليد مي شوند به داخل خون آزاد مي شوند، به جاي آنكه در كبد ذخيره شوند و به توليد كليگوژن كبدي برسند و بنابراين كبد به طور تدريجي تمام ذخيره كليگوژن خود را به جريان خون آزاد مي كند.

ناشتايي طولاني تر از ۱۲ تا ۲۴ ساعت ميزان انسولين خون را به حد بيشتري كاهش مي دهد و اين باعث متابوليزه شدن اسيدهاي چرب آزاد و گليسرول بافت چربي از يك طرف و تري گليسيريدها و اسيدهاي آمينه ي عضلات از طرف ديگر مي شود.

انتقال اين متابوليتها به ارگانهاي احشايي انرژي و مواد اوليه لازم براي سنتز پروتئين و گلوكو نئوژنز كبد را فراهم مي كند. از طرفي سطح هورمون گلوكاگن در خون ثابت مي ماند يا افزايش مي يابد. (گلوكاگن هورموني است كه باعث تبديل گليكوژن كبد به گلوكز مي شود.)

وقتي نسبت انسولين به گلوكاگن در خون كاهش مي يابد باعث تحريك كبد مي شود تا ميزان بيشتري از اسيدهايي را كه از بافت چربي و عضله به كبد انتقال يافته اند اكسيده كند.

در اين زمان همانطور كه توليد گلوكز و متابوليت هاي توليد كننده استيل كو آنزيم كاهش مي يابد، ميزان استيل كوآنزيمي كه از اكسيداسيون اسيدهاي چرب حاصل مي شود افزايش مي يايد. ( استيل كوآنزيم ماده ورودي براي توليد انرژي چرخه كربس كبد است) قسمتي از اين استيل كو آنزيم كه در كبد از اكسيداسيون اسيدهاي چرب حاصل مي شود در چرخه كربس، در كبد تبديل به دي اكسيد كربن مي شود و اين منبع انرژي غالب است ولي بيشترين ميزان استيل كو آنزيم تبديل به استواستيك اسيد، هيدروكسي بوتيريك اسيد و استون مي شود كه اين سه مولكول كتون بادي ناميده مي شوند.

اگر ناشتا بودن براي بيش از ۲ تا ۳روز ادامه يابد تقريباً تمام ۸۰ گرم ذخيره گليكوژن كبد، نيمي از ذخيره گليكوژن بافت عضلاني را تخليه مي كند.

وقتي تمامي ذخيره گليكوژني كبد تخليه مي شود تمامي گلوكزي كه در بدن اكسيده مي شود از طريق گلوكز نئوژنز از دو دسته از پيش سازهاي گلوكز يعني :

۱ – گليسرول و اسيدهاي آمينه گلوكوژنيك (توليد كننده گلوكز)

۲- لاكتات و پيرووات ( واسطه هاي سه كربنه اي كه خود حاصل تجزيه گلوكز هستند و در اين شرايط وارد چرخه سنتز گلوكز مي شوند.)

از طرفي به موازات كاهش سطح گلوكز خون، برداشت گلوكز از خون توسط سلولهاي بدن نيز كاهش مي يابد و از طرفي مغز هم به سمت استفاده از كتون باديها به جاي گلوكز به عنوان سوخت اصلي مي رود و اين تقريباً در حدود ۳٫۵ الي ۴ روز ناشتايي اتفاق مي افتد.

كتوژنز (يعني توليد كتون باديها) علامت اصلي ناشتايي طولاني مدت است. در شرايط نرمال تغذيه اي تنها %۳-۲ از انرژي مورد نياز حالت استراحت (REE ) از كتون باديها تامين مي شود و سطح كتون باديها وقتي به مقدار قابل اندازه گيري در خون مي رسد تقريباً نشان دهنده ۳-۲ روز ناشتايي است، پس در ناشتايي هاي كوتاه مدت در حدود ۱۲-۱۰ ساعت تقريباً سطح كتون باديها غير قابل اندازه گيري است و فقط به افراد خيلي لاغر و غالباً در خانمهاي لاغر مقداري كتون در ادرار ديده مي شود كه نشان دهنده پايين بودن انسولين در فرد مي باشد.