سرگیجه

سرگیجه در واقع احساس عدم تعادل است به طوری که در آن فرد یا خودش حس چرخیدن دارد و یا فضای اطراف به دورش می چرخد. در این احساس ناخوشایند حرکت، آسیب شناسی های پیچیده و مختلفی مانند؛ اختلال عملکرد لابیرنت (گوش داخلی) ، عصب وستیبولار، مخچه ، ساقه مغز یا سیستم اعصاب مرکزی دخیل است.

علل وستیبولار سرگیجه BPPV (benign paroxysmal positional vertigo)

این نوع سرگیجه زمانی اتفاق می افتد که ذرات و اجرام بسیار ریزی از جنس کلسیم (canaliths)که در کف مجاری حلزون گوش داخلی رسوب کرده اند، از جای خود بلند می شوند. گوش داخلی در حفظ تعادل نقش بسیار مهمی دارد و سیگنالهایی را در مورد حرکات سر و بدن به مغز می فرستد که باعث حفظ تعادل می شود. BPPV با علت نامشخص اتفاق می افتد و ممکن است با افزایش سن ارتباط داشته باشد.

Meniere’s disease
بیماری منیر با افزایش فشار در گوش داخلی و احتمالا افزایش ترشح مایع در گوش داخلی همراه است . در این بیماری فرد حملات سرگیجه را همزمان با احساس وز وز ، در گوش تجربه می کند و به مرور زمان دچار کاهش شنوایی دایمی می گردد.

نوریت وستیبولر یا لابیرنتیت (vestibular neuritis or labyrinthitis)
علت این بیماری غالبا عفونت گوش داخلی و بخصوص التهاب و عفونت ویروسی اعصاب وستیبولر است.

علل کمتر شایع سرگیجه 

۱- ضربه به سر یا گردن مشکلات مغزی مانند سکته ی مغزی یا تومور ، سردردهای میگرنی 

۲- داروهایی که باعث آسیب ساختمان گوش میانی یا اعصاب رستیبولار می شوند. 

۳- حملات سرگیجه غالبا با یک تغییر وضعیت در سر شروع می شود و بیمار دچار سرگیجه حالت خود را با الفاظی مانند ؛ چرخیدن خودش یا چرخش محیط اطراف تلو تلو خوردن، تاب خوردن عدم تعادل، و یا پرت شدن به یک سمت بیان می کنند 

۴- علایم همراه سرگیجه در افراد می تواند مواردی مانند تهوع، استفراغ، پرش در مردمک چشم نیستاگموس ،سردرد ،تعریق، وزوز گوش و یا حتی کاهش شنوایی باشد. مدت زمان علایم از چند دقیقه تا چند روز می تواند متفاوت باشد.

درمان
درمان سرگیجه در وهله اول بر طرف کردن عامل مسبب آن (البته در صورت شناخت عامل یا قابلیت رفع آن ) است. غالب اوقات حملات سرگیجه با گذر زمان کوتاهی و بدون کمک سایر مکانیسم های حفظ تعادل تعادل بدن را بازگرداند، ولی در صورتی که مکانیسمهای جبرانی مغز و اعضای مربوط به حفظ تعادل نتوانند سرگیجه ی بیمار را برطرف کنند مداخلات درمانی انجام می شود.

بازتوانی وستیبولار vestibular rehabilitation 

در این درمان ما با مانورهای فیزیکال سعی می کنیم سایر حواس و اعضای تعادلی را جهت حفظ تعادل درگیر کنیم. 

مانورهای بازنشانی رسوبات در گوش میانی :(canalith repositioning)

در این درمان، پزشک با انجام مانورهای خاص باعث خروج رسوبات کلسیم از چمبر گوش داخلی می شود و بدنبال آن جذب رسوبات و پاکسازی آن از بدن اتفاق می افتد در خلال این درمان موقتا سرگیجه ی بیمار بیشتر شده و دچار حالت تهوع می شود و مدت کوتاهی بعد غالبا علایم بهبود می یابد.

 درمان دارویی

 در صورتی که علت سرگیجه عفونت باشد، درمان شامل آنتی بیوتیک ها و استرویید است در بیماری منیر، درمان با دیورتیک ها داروهای مدر انجام می شود تا فشار مایع گوش میانی کاهش یابد.

 AFASERC

بتاهیستین یا آفاسرک دارویی است که برای کاهش دوره های عود سرگیجه در سندروم منیر استفاده می شود. این دارو، با اثر بر رسپتور H زمینه بهبودی از سرگیجه را فراهم می کند و در درمان بیماران منیر استفاده می شود. 

این دارو از راههای مختلف و با مکانیسمهای متفاوت به درمان سرگیجه سندروم منیر کمک می کند. به نظر می رسد که اختلال هموستاز مایع آندولنفاتیک درگوش، پاتوفیزیولوژی اصلی در سندروم منیر می باشد. بتاهیستین یک آگونیست رسپتور H۱ است که باعث وازودیلاتاسیون عروق گوش داخلی می شود و این منجر به افزایش نفوذ پذیری عروق خونی در گوش داخلی و کاهش فشار آندولنفاتیک شده و به این طریق از پارگی لابیرنت عاملی که در بروز سندروم منیرو کاهش شنوایی دخیل است جلوگیری می شود.

 از طرفی با افزایش جریان خون عروق وستیبولو آکولرو کاهش آسیمتری در عملکرد حسی وستیبولر باعث بهبود سرگیجه می شود. علاوه بر تاثیر آگونیستیک بر رسپتور H۱ ، بتاهیستین با تاثیر آنتاگونیستی بر رسپتور H۳ باعث افزایش میزان تغییرات هیستامینی در رسپتورهای عصبی هیستامینرژیک -postsyn aptic می شود برآیند این عمل افزایش اثرات هیستامینی H۱ و کاهش اثرات هیستامینی H۳ است.

آنتاگونیسم رسپتور H۳ منجر به تولید نوروترنسمیترهایی نظیر سروتونین در ساقه مغز می شود که فعالیت هسته ی وستیبولر را کاهش می دهد و این منجر به باز گرداندن تعادل و کاهش سرگیجه می شود.